جمعه, ۲۴ مرداد , ۱۳۹۹

پناهیان:اگر رهبری نفرین می كرد یقینا سران فتنه نابود می شدند نیازی به زدن وبستن نبود!

منتشر شده در: .

علیرضا پناهیان با اشاره به آیه‌ی 9 سوره‌ی تحریم كه دستور جهاد و سخت‌گیری با منافقین را می‌دهد، گفت: «اگر لازم باشد با منافقی مبارزه ‌كنیم، لازم نیست حتما اسم او را منافق بگذاریم. اما هیچ‌گاه مبارزه با نفاق و رفتار منافقانه را نباید ترك كرد. زیرا بر طبق آیه قرآن، با منافقان باید با غلظت رفتار كرد.»

به گزارش رجانیوز، وی در جلسه‌ی هفتگی هیئت محبین اهل‌بیت(ع) در قم، ادامه داد: «تذكر به قوه‌ی قضائیه برای رعایت قانون و اخلاق، معنایش این نیست كه غلظت مجاهده با نفاق را باید كم كرد. تهمت نباید زد، ناسزا نباید گفت، اما با رفتار منافقانه باید شدیداً برخورد كرد.»

پناهیان در ادامه با یادآوری تفاوت‌های جهاد با كفار و منافقین، گفت: «در جهاد با كفار، نگرانی از دست دادن جان، مهم‌ترین مانع جهاد است. اما در جهاد با منافقین، نگرانی از دست دادن آبرو و اعتبار اجتماعی مهم‌ترین مانع جهاد است. دیروز هركس جان جهاد داشت، باید به جنگ می‌رفت، امروز هر كس آبرودار است، باید به جهاد با منافقین بپردازد؛ و در این میان هركس آبروی بیشتری دارد، جهاد برای او واجب‌تر است.»

فرازهایی از این سخنرانی كه در ادامه‌ی سلسله مباحث “انقلابی بودن” بیان شده است، در زیر آمده است:

آیه‌ای كه از جهاد و سخت‌گیری با منافقین سخن می‌گوید

• یكی از اركان انقلابی بودن، مجاهدت در راه خداست. انقلابی كسی است كه اهل جهاد است و انواع جهاد را می‌شناسد، و برای انواع مجاهدت‌ها آماده است. یكی از انواع سخت جهاد هم، جهاد با نفاق است.

• خداوند در سوره‌ی توبه، آیه 73 و همچنین تحریم، آیه 9 می‌فرماید: «یا أَیُّهَا النَّبِیُّ جاهِدِ الْكُفَّارَ وَ الْمُنافِقینَ وَ اغْلُظْ عَلَیْهِمْ وَ مَأْواهُمْ جَهَنَّمُ وَ بِئْسَ الْمَصیرُ؛ ای پیامبر! با كافران و منافقان به جهاد برخیز و نسبت به آنان سخت‏گیری كن [و درشت‏خو باش‏] كه جایگاهشان دوزخ است و دوزخ بد بازگشت‏گاهی است.»

• علامه طباطبایی در ذیل همین آیه می‌فرماید: “جهاد” و “مجاهدت” به معنای سعی و بذل نهایت درجه كوشش در مقاومت است -چه به زبان باشد و چه به دست- تا آنجا كه منتهی به كارزار شود. در تفسیر نمونه نیز در ذیل همین آیه آمده است: «مراد از جهاد با آنها همان توبیخ و سرزنش و تهدید و انذار و رسوا ساختن آنها، و یا در بعضی از موارد تالیف قلوب آنها است، چه اینك «جهاد» معنی وسیع و گسترده‏ای دارد، و هر گونه تلاش و كوشش را شامل می‏شود، تعبیر به «وَ اغْلُظْ عَلَیْهِمْ» (بر آنها سخت بگیر و خشونت كن) نیز اشاره به خشونت در سخن و افشاگری و تهدید و مانند آن است.»

• نكته‌ای كه در این آیه وجود دارد، این است كه در آیات دیگر قرآن اكثرا از جهاد با «كفار» سخن گفته شده است و در مورد «منافقین» از برحذر بودن(هُمُ الْعَدُوُّ فَاحْذَرْهُمْ) سخن گفته شده است. اما در این آیه، كه یكبار دیگر در سوره‌ی توبه تكرار شده، دستور «جهاد» نسبت به منافقین نیز صادر شده است. خصوصا اینكه دستور غلظت هم داده شده است (وَ اغْلُظْ عَلَیْهِمْ). كما اینكه خداوند هم با غلظت با آنها برخورد می‌كند (و مَأْواهُمْ جَهَنَّمُ وَ بِئْسَ الْمَصیرُ). البته جای دیگری دستور قتل منافقان هم داده شده كه بحث دیگری است. (سوره احزاب آیه‌ی61)

• منافق در میان جامعه‌ی اسلامی زندگی می‌كند و نامسلمانی او معمولا پنهان است؛ مبارزه و مجاهده با او طبیعتا دشوارتر است، آنهم مبارزه‌ای سخت گیرانه. این مبارزه سخت‌تر از مبارزه با كفار است.

• این آیه بیشتر در زمان امیرالمؤمنین(ع) اجرا شد و البته مورد اعتراض نفهم‌‌ها هم قرار گرفت؛ كه چرا مسلمان كشی را باب كرده‌است. زیرا حضرت در سه جنگ جمل، صفین و نهروان، در واقع با سه گروه از منافقین جنگیدند. امام صادق(ع) در تفسیر آیه 9 سوره‌ی تحریم فرمودند: جَاهَدَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ الْكُفَّارَ وَ جَاهَدَ عَلِیٌّ عَلَیْهِ السَّلَامُ الْمُنَافِقِینَ، فَجَاهَدَ عَلِیٌّ (ع) جِهَادَ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِه (تفسیر قمی/2/377)

علی(ع) گردن عَمرو را زد، اما احترامش را حفظ كرد

• اگر لازم باشد با منافقی مبارزه ‌كنیم، لازم نیست حتما اسم او را منافق بگذاریم. اما هیچگاه مبارزه با نفاق و رفتار منافقانه را نباید ترك كرد. زیرا بر طبق آیه قرآن، با منافقان باید با غلظت رفتار كرد.

• حتی اگر لازم باشد قوه‌ی قضائیه با كسی كه رفتار غیرقانونی انجام داده است برخورد قانونی كند، نباید مبارزه و مجاهدت زبانی و فرهنگی با منافقان پایان پذیرد، و همه‌ی مبارزه به عهده‌ی قانون گذاشته شود. نباید مجاهدت با منافق را رها كرد و یا از غلظت آن كاست.

• در جهاد با منافق، نه تنها قانون، بلكه اخلاق را هم باید رعایت كرد. در آیین جنگ با كفار نیز همین‌گونه است. مانند امیرالمؤمنین(ع) كه در جنگ خندق، گردن «عمرو بن‌ عبد ود» را زد، اما به دلیل حفظ احترام و منزلتی كه در قبیله‌ی خود داشت، زره او را درنیاورد. همچنین علی(ع) در زمان مذاكره‌ی نماینده‌ی خود با معاویه ـ گرچه معاویه دوران مذاكره را طولانی كرد تا فرصت آماده‌سازی لشكر را پیدا كند ـ اما جنگ را شروع نكرد و با وجود ضرری كه سپاه حضرت از این ناحیه متحمل شد، قانون مذاكره را رعایت كرد.

• اگر منافق دست به اسلحه برد، با اسلحه، و اگر با هر سلاحی كه آمدند با همان سلاح با آنها باید مجاهده كرد؛ آنهم با «غلظت». تذكر قوه‌ی قضائیه برای رعایت قانون و اخلاق، معنایش این نیست كه غلظت مجاهده با نفاق را باید كم كرد. تهمت نباید زد، ناسزا نباید گفت، اما با رفتار منافقانه باید شدیداً برخورد كرد. اینكه معنای این غلظت چیست، باید به اقتضائات و شرایط نگاه كرد. ولی غلظت باید احساس شود.

• پیامبر(ص) هرگاه در مقابل نفاق كوتاه می‌آمدند به دلیل بصیرت نداشتن مردم بود. اگر پیامبر با نفاق برخورد شدیدتری نداشتند، به دلیل كم بودن اصحاب ناب بوده است. كما اینكه دو جریان توطئه‌ی قتل حضرت توسط منافقین، یكی بعد از جنگ تبوك و یكی بعد از روز غدیر، در توضیح علت نكشتن توطئه كنندگان، به همین نكته اشاره كردند. (أَكْرَهُ أَنْ یَتَحَدَّثَ النَّاسُ وَ یَقُولُوا إِنَّ مُحَمَّداً قَدْ وَضَعَ یَدَهُ فِی أَصْحَابِ: اعلام الوری/123) اما در زمان ظهور حضرت حجت(عج)، با منافقین مانند كفار برخورد می‌شود. (ثُمَّ یَدْخُلُ الْكُوفَةَ فَیَقْتُلُ بِهَا كُلَّ مُنَافِقٍ مُرْتَاب‏: ارشاد مفید/2/384؛ لَا یَقْتُلُ أَحَداً مِنْهُمْ إِلَّا كَافِرٌ أَوْ مُنَافِقٌ: بحارالانوار/52/386)

در جهاد با منافقین، نگرانی از دست دادن اعتبار اجتماعی مهم‌ترین مانع جهاد است

• در جهاد با كفار، جان می‌دهی و آبرو پیدا می‌كنی. در جهاد با منافقین، جان نمی‌دهی، اما آبروی خود را در میان بی‌بصیرت‌ها از دست می‌دهی.

• در جهاد با كفار، نگرانی از دست دادن جان، مهمترین مانع جهاد است. اما در جهاد با منافقین، نگرانی از دست دادن آبرو و اعتبار اجتماعی مهمترین مانع جهاد است. دیروز هركس جان جهاد داشت باید به جنگ می‌رفت، امروز هر كس آبرو دار است باید به جهاد با منافقین بپردازد؛ و در این میان هركس آبروی بیشتری دارد، جهاد برای او واجب‌تر است.

• جهاد با مال بر كسانی واجب است كه از تمكن مالی برخوردار هستند و مال بیشتری دارند. جهاد با جان بر كسانی واجب است كه از توان جسمی برخوردار هستند و توانمندتر هستند. جهاد با آبرو ـ كه آبرو مهمترین ابزار جهاد با منافقین است ـ بر كسانی بیشتر واجب است كه اعتبار و آبروی بیشتری دارند.

• اهمیت آبرو در مبارزه با نفاق به‌گونه‌ای است كه امام حسین(ع) در مبارزه با یزید، كه مبارزه با نفاق روشن بود، در سخنانی كه خطاب به 700 نفر از تابعین و انصار در «منی» ایراد كردند، به اسلحه‌ی آنها نگاه نمی‌كرد، بلكه به «آبروی» آنها كه از قِبَل اسلام بدست آورده بودند، اشاره می‌فرمود و به اینكه حاضر نبودند از آبروی خود برای مبارزه با نفاق هزینه كنند اعتراض می‌فرمودند. (ثُمَّ أَنْتُمْ أَیُّهَا الْعِصَابَةُ، عِصَابَةٌ بِالْعِلْمِ مَشْهُورَةٌ، وَ بِالْخَیْرِ مَذْكُورَةٌ، وَ بِالنَّصِیحَةِ مَعْرُوفَةٌ، وَ بِاللَّهِ فِی أَنْفُسِ النَّاسِ مَهَابَةٌ یَهَابُكُمُ الشَّرِیفُ وَ یُكْرِمُكُمُ الضَّعِیفُ…. أَ لَیْسَ كُلُّ ذَلِكَ إِنَّمَا نِلْتُمُوهُ بِمَا یُرْجَی عِنْدَكُمْ مِنَ الْقِیَامِ بِحَقِّ اللَّهِ؟….)( تحف العقول/237)

• اما بعضی‌ها نمی‌خواهند در راه خدا ضرر كنند. بعضی‌ها می‌خواهند مورد تأیید و پسند همه باشند و هیچكس نسبت به آنها بغض نداشته باشد. همانطور كه مرد باید در بدن خود زخم جراحت جهاد داشته باشد. بنابر فرمایش رسول خدا(ص) كسی كه زخم در بدن نداشته باشد، و در اثر جهاد در راه خدا ضرری به او نرسیده باشد، خجالت‌زده خواهد بود. مَن لَقِیَ اللّه َ بغیرِ أثَرٍ مِن جِهادٍ لَقِیَ اللّه َو فیهِ ثُلْمَةٌ.(میزان الحكمة/2828) در جریان مبارزه با نفاق هم باید به آبرویش نزد برخی لطمه خورده باشد.

• بنابر صریح آیات قرآن، تمام پیغمبران الهی را مسخره كردند، آنوقت برخی مراقب هستند كسی مسخره‌شان نكند. در حالی‌كه هركس بیشتر مراقبت كند كه از ناحیه‌ی جان و مال و آبرو ضرر نكند، و به این دلیل به ترك جهاد بپردازد، بیشتر نزد خدا منفور خواهد شد.

كسی كه مجاهد را اذیت كند، خدا بر او غضب خواهد كرد

• در دفاع مقدس، بعضی‌ها دنبال مسئولیت‌های پرخطرتر بودند. مثلاً بعضی‌ها تخریب‌چی بودند و از خدایشان بود كه جان خود را برای باز كردن معبر بدهند و پیش‌مرگ دیگران شوند. امروز كجا هستند كسانی كه آرزو داشته باشند اعتبار خودشان را در راه جهاد با منافقان از دست بدهند و باكی نداشته باشند؟

• البته وقتی به ارزش جهاد نگاه كنیم سختی‌های جهاد كاهش پیدا می‌كند. رسول خدا(ص) در مورد مجاهدین در راه خدا می‌فرمایند: اعمال همه بندگان در مقایسه با ارزش جهاد مجاهدانِ در راه خدا، به اندازه‌ی مقدار آبی است كه پرستویی با منقار خود از دریا برداشته است، در مقابل عظمت آب دریا.(ما أعْمالُ العِبادِ كُلِّهِم عِند المُجاهِدینَ فی سبیلِ اللّه ِ إلاّ كَمِثْلِ خُطّافٍ أخَذَ بمِنْقارِهِ مِن ماءِ البَحرِ(میزان الحكمة/2844)

• جهادگران از حمایت‌های عجیب پروردگار برخوردار می‌شوند. رسول اكرم(ص) در روایت دیگری می‌فرمایند: اتَّقوا أذَی المُجاهِدینَ فی سبیلِ اللّهِ «از آزردن مجاهدانِ در راه خدا بپرهیزید»، فإنَّ اللّهَ، یَغْضَبُ لَهُم كَما یَغْضَبُ للرُّسُلِ« زیرا خداوند به خاطر آنان به خشم می آید همچنان كه به خاطر پیامبران به خشم می‌آید»، و یَسْتَجیبُ لَهُم كَما یَسْتَجیبُ لَهُم. «و دعای آنان را اجابت می كند همچنان كه دعای پیامبران را اجابت می‌كند.»(میزان الحكمة/2856)

• اگر تاكنون سران فتنه زنده‌ هستند، صدقه سر مهربانی مقام معظم رهبری و حزب اللهی‌هاست، زیرا قطعاً ایشان هنوز اینها را نفرین نكرده‌اند كه اگر نفرین كرده بودند، بر اساس همین روایت، نابود شده بودند. حتی نیازی به زدن و بستن نداشتند. اما آیا اینها رهبری و مؤمنین را اذیت كرده‌اند یا نه؟ بنابراین یقیناً خداوند بر آنها غضب كرده است.

• نمونه‌ی اعلای مجاهدی كه خدا به خاطر غضب او غضب كرد حضرت صدیقه‌ی كبری، زهرای اطهر(س) بود كه رسول خدا(ص) فرمود یَغضِبُ لِغَضَبِها…